تبليغاتX
بۆ کۆ ردستان
بۆ کۆ ردستان

ترفندی شکست خورده

 

عبدالله گول، رئیس جمهور ترکیه، گفته است که مسئله‎ی کرد از اولویت‎های دولت ترکیه است و باید برای آن چاره‎ای یافت.
برای اینکه بدانیم که آیا دولت ترکیه و دیگر دولتهای حاکم بر کردستان، می‎خواهند مسئله‎ی کرد حل بکنند یا نه، باید کمی به عقب برگشته و سیاست‎های آنان را در برابر حل مسئله‎ی کرد یادآور شویم.
دولت‎های حاکم بر کردستان، یعنی ایران، ترکیه، عراق و سوریه، سالیان درازی است که بر کردها ستم روا داشته و آنها را به بهانه‎های گوناگونی قتل‎عام می‎کنند، اما در برابر سیاست تبعیض دولتهای نامبرده، کردها همیشه خواهان حل مسئله‎ی خویش از طریق دیالوگ و مذاکره بوده‎اند و در این راه هم قربانی زیادی داده‎اند كه مي‎توان به دکتر عبدالرحمان قاسملو، رهبر حزب دمکرات کردستان ایران بر سر میز مذاکره با دیپلمات تروریستهای جمهوری اسلامی اشاره نمود. اما دولتهای حاکم بر کردستان، نه تنها حاضر به پذیرفتن خواست ملت کرد نشده‎اند، بلکه جواب آنها را با آتش گلوله، توپ و خمپاره داده‎اند.
اگر نگاهی به تاریخ پر فراز و نشیب ملت کرد بیندازیم، می‎بینیم که دولتهای حاکم بر کردستان، یا اینکه هرگز حاضر نبوده‎اند بپذیرند که در کشورشان مشکلی به نام مسئله‎ی کرد وجود دارد و یا اینکه هر از چندگاهی تظاهر به حل مسئله‎ی کرد نموده‎اند و سخنان گل نمونه‎ی این تظاهر است، که البته ماهیت دولتهای حاکم برای ملت کرد روشن و مشخص است و کردها فریب این نوع وعده و وعیدهای دروغین را نخواهند خورد و تا رسیدن به اهداف برحق خویش، به مبارزه ادامه خواهند داد.

سخنان عبدالله گل، رئیس جمهوری ترکیه نیز چیزی نیست جز اینکه بخواهد ملت کرد و جهان را فریب داده و ظاهراً بگوید که ما خواهان حل مسئله کرد هستیم. زیرا درواقع آنها هیچ وقت عملاً حتی حاضر به بحث در مورد حل مسئله‎ی کردها نبوده‎اند، تا اینکه بخواهند این مسئله را حل بکنند. دلیل آنهم واضح است، اینکه عقل و منطق آنها به سطحی نرسیده که بتوانند ملت دیگری را در کنار خود شریک بدانند و حقوق خودشان ـ نه بیشتر و نه کمتر ـ را به آنها بازگردانند.
همچنین تاریخ نشان داده است که هر وقت این دولتها بخواهند علیه کردها دست به عملی بزنند، پیش از آن، با سخنان زیبا!!! کوشیده‎اند افکار عمومی جهان را منحرف سازند و در راه رسیدن به اهداف پلیدشان که همانا آسمیله کردن 20 میلیون کرد است، ادامه دهند.
بر همین مبنا و با درنظرگرفتن اینکه دولت ترکیه، ظرفیت تحمل و توانایی تأمین حقوق ملی ملت کرد را ندارد، بعید به نظر می‎رسد که سخنان عبدالله گل، عملاً به مسئله‎ی ملی کرد در ترکیه کمک بکند.
مدتی پیش که در ترکیه انتخابات شهرداریها برگزار شد و در کردستان، حزب جامعه دمکراتیک به پیروزی چشمگیری دست یافت و نتیجه‎ی انتخابات باب تبع دولتمردان آن کشور نبود، دیدیم که چگونه کردها مورد هجوم بی‎رحمانه‎ی پلیس چماق‎به‎دست ترک قرار گرفتند و دهها تن از نمایندگان مردم را دستگیر و روانه‎ی زندان نمودند و با این عمل شوم، بیش از پیش، ماهیت خود را زیر سئوال بردند. و حالا اینکه، عبدالله، که از حل مسئله‎ی کرد در کشورش سخن می‎گوید و آن را اولویت قرار می‎دهد، بدون تردید جز شعار چیز دیگری نیست، و او چون می‎داند که تا کشورش مسئله‎ی حقوق بشر و مسئله‎ی کردها را نادیده بگیرد، از عضویت در اتحادیه‎ی اروپا خبری نیست، از چنین ترفندی استفاده می‎کند.
اما ملت کرد با این نوع ترفندها آشنایی دارد و هیچ وقت فریب نخواهد خورد و علیرغم اینکه ماهیت رژیم‎های حاکم بر کردستان برای ملت کرد آشکار شده است، اما کردها همیشه خوشبین و امیدوار به حل آشتی‎جویانه‎ی مسئله‎ی ملی خویش می‎نگرند و پیش از دولتهای حاکم، دست دوستی را برای آنها دراز کرده‎اند. اما این شووینیستهای حاکم بر ایران، ترکیه و سوریه هستند که عملاً نمی‎خواهند به این مشکل پایان داده و دست از ظلم و ستم بردارند و بر همین اساس هم، تا اینکه عملاً قدم‎های عملی و منطقی از سوی این دولت‎ها برداشته نشود، کردها به مبارزه‎ی خود با آنان و برای تغییر نوع نگرش و تفکر آنها، ادامه می‎دهند.
تاریخ نشان داده است که ظلم و ستم و زورگویی و خشونت، راه‎حل مشکلات نبوده و نیست و از همین‎رو، سخنان عبدالله گل، نمونه‎ی زنده‎ی این ادعاست. چون طی دهه‎های گذشته دولت ترکیه، که در برابر خواست برحق ملت کرد، از اسلحه و کشتن استفاده کرده و جز ویرانی و بی‎ثباتی و به‎راه‎افتادن جوی خون در کشورش، هیچ دستاورد دیگری نداشته، پس باید واقعیت را هرچند هم که تلخ باشد، پذیرفت و بجای پیشگرفتن راهکارهای خشونت‎آمیز، باید از راه‎حل مسالمت‎آمیز و آشتی‎جویانه سخن به میان آورد و مشکلات را حل کرد.
به امید اینکه، دیگر خون هیچ کردی ریخته نشود و ملت کرد هم مانند سایر ملتهای جهان به‎ زندگی انسانی امروزین دست یابد و برای حل مسئله‎ی ملی‎امان در کشورهای ایران، ترکیه، سوریه و عراق قدم‎های عملی برداشته شود.

منبع: http://shafih.blogfa.com/

نوشته شده در تاريخ 88/04/01 توسط jimi |
رفسنجانی، افرادی را برای تماس گرفتن با چهره های سرشناس اپوزیسیون به اروپا اعزام کرده بود. این افراد که احتمالا عضو شبکه  وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بودند با عده ای از فعالان اپوزیسیون تماس گرفته و مدعی شده بودند که هاشمی رفسنجانی درصدد باز کردن فضای سیاسی درایران و آماده کردن شرایط فعالیت مخالفان در داخل کشور است. یکی از این افراد "نجاتی" نام داشت که بویژه پس از ترور قاسملو و پیش از ترور دکتر شرفکندی بسیار فعال بود.
 
 
 

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 88/03/31 توسط jimi |
مسئله کرد در ایران راه‌حل دمکراتیک می‌خواهد
                                        avatar

محمدصدیق کبودوند در نامه‌ای سرگشاده خطاب به آقایان مهدی کروبی و میرحسین موسوی دو نامزد اصلاح‌طلب ریاست‌جمهوری اسلامی در ایران، خواستار اعلام برنامه آن دو برای حل دمکراتیک مسئله حقوق ملیت کرد در ایران از جمله اعلام برنامه برای عفو عمومی‌ در کردستان، آزادی زندانیان سیاسی کرد، دعوت از تبعیدشدگان اجباری برای بازگشت به کشور و دعوت از احزاب و سازمان‌های اپوزیسیون کرد برای بازگشت و شروع به مذاکره جهت حل مسئله کرد در ایران، گردید.

متن کامل نامه سرگشاده رئیس سازمان دفاع از حقوق‌بشر کردستان که از زندان اوین ارسال شده به قرار زیر است:

آقایان شیخ مهدی کروبی و مهندس میرحسین موسوی (نامزدهای ریاست جمهوری اسلامی در ایران) در برنامه‌های انتخاباتی جنابان عالی نکات قابل توجهی در زمینه‌های توجه به حقوق شهروندی، حقوق زنان، حقوق اقوام و مذاهب و احترام به حقوق‌بشر وعده داده شده است که این موارد اگرچه در پایین‌ترین سطح خود مطرح‌ شده‌اند، با این‌حال این وعده‌های حداقلی اگر در عمل صادقانه به مورد اجرا درآیند، مثبت ارزیابی می‌شوند.

سازمان دفاع از حقوق‌بشر کردستان در ادامه طرح مطالبات حقوق‌بشری لازم می‌بیند توجه جنابان عالی را به موضوع حقوق و مسئله کرد در ایران جلب نموده ودر این رابطه نکاتی را یاد آور و به استحضار برساند:

اول اینکه، نمی‌توان انکار کرد که عملکرد دولت‌های گذشته در رفتار با مردم کردستان و برخورد با هویت‌جویان کرد و سرکوب سازمان‌های سیاسی کردستان سیاهه‌ای طولانی از نقض فاحش حقوق‌بشر به همراه دارد که در تاریخ نقض این حقوق توسط دولت‌ها در نوع خود کم سابقه و از شاخص‌ترین موارد تاریخی آن است.

زیرپا گذاشتن تعهدات حقوقی و قانونی، نقض سیستماتیک حقوق‌بشر و نقض و پایمالی حقوق مردم کرد در گذشته و حال به هیچ وجهی پنهان‌پذیر نیست و جای هیچ‌گونه ابهام و انکاری نداشته و ندارد، بطوری‌که اگر ناظر بیطرفی نگرش، رفتار و عملکرد دولتهای گذشته در قبال مردم کردستان را مورد ارزیابی قرار دهد می‌تواند کارنامه مناسبات چنددهه اخیر حکومت با این ملیت به حاشیه رانده شده را مشاهده نماید. کارنامه‌ای که مرکب از مناسبات نابرابرانه و ناعادلانه است و از حاکمیت سامانه‌ای مبتنی بر تبعیض و بی‌اعتمادی و بیگانه انگاری و بی‌حقوقی مردم کرد حکایت دارد. کارنامه‌ای که به لحاظ نفی و انکار موجودیت ملی، فرهنگی،زبانی و سرکوب و تحقیر هویت و سلب حقوق انسانی و تعیین سرنوشت مردم کرد کاملا مردود است.

دوم اینکه نمی‌توان پنهان نمود که مردم کردستان از وضع موجود ناراضی‌اند و از جدی‌ترین ناراضیان حاکمیت موجودند، بطوری‌که این مردم که خود را از قربانیان اصلی نقض حقوق‌بشر در دهه‌های اخیر می‌دانند بارها در اشکال مختلف و بامدنی‌ترین شیوه‌ها نارضایتی خود را از تداوم نقض حقوق‌بشر و ادامه پایمالی حقوق‌شان ابراز و بیان کرده و این نارضایتی‌ها را در قالب نافرمانی‌‌ای مدنی ظهور و بروز داده‌اند که البته گاه به اعتراض و اعتصاب و تجمع و تظاهر خیابانی کشیده شده است. به علاوه مردم کرد بارها با شرکت نکردن در انتخابات و برنامه‌ها و مناسبات دولتی نارضایتی ، اعتراض و مخالفت خود را نسبت به استمرار و اجرای برنامه‌ها و اعمال سیاست‌های ناقض حقوق‌بشری نشان داده و خواهان تغییر اساسی در وضعیت موجود شده و بر اعاده حقوق و مطالبات خود پای فشارده‌اند.

سوم اینکه؛ نمی‌توان حقوق و مطالبات مردم کردستان را مطالباتی جدایی‌خواهانه قلمداد نمود، مطالبات و خواسته‌های مطروحه توسط گروه‌های مرجع کرد و یا اهداف و برنامه‌ها و اساسنامه‌های احزاب و گروه‌های سیاسی کردستان در دهه‌های گذشته و سالیان اخیر نشان می‌دهد که مهمترین‌ آرزو و آمال و حداکثر خواسته‌های مطرح این مردم عموما مبتنی بر تقاضا برای برابری در حقوق و رفع تبعیض و بی‌عدالتی، حفظ موجودیت و هویت ملی و فرهنگی و زبانی و برخورداری از حق تعیین سرنوشت در چهارچوبی سامانه‌مند و یک ساختار رسمی و قانونی خودمختار تامین‌کننده و متضمن این حقوق و مطالبات است. با استناد به منشور حقوق‌بشر و اسناد حقوق‌بشری حاکمیت مردم در تعیین سرنوشت‌شان امری قانونی و منطقی و به رسمیت شناخته شده است و مردم کردستان با عنایت به این موضوع و به اعتبار آنکه هویت ملی، زبانی، فرهنگی و تاریخی مختص به خود دارند. برای صیانت از هویت و حیات موجودیت‌شان خود را محق می‌دانند به اینکه به سرنوشت خود حاکم شده و ساز و کارهای تامین کننده این حقوق و تضمین‌های قانونی و رسمی آن را مطالبه نمایند.

سرانجام اینکه؛ نمی‌توان از حقوق‌بشر و حقوق اقوام حمایت کرد یا وعده حمایت از آن را داد اما از اعلام عفو عمومی و برقراری صلح و آشتی در میان مردم و حل دمکراتیک مسئله اقلیت‌های ایرانی دفاع نکرد. مسئله کرد در ایران و حقوق این مردم که حدود پانزده درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و مبارزات آنان برای کسب حقوق و مطالبات‌شان سال‌های سال است به عنوان یک مسئله امنیتی و سیاسی بسیار مهم و مناقشه برانگیز مطرح و همچنان لاینحل مانده است. دولت‌‌های گذشته عموما به دنبال راه‌حل‌ها و توجیهات نظامی و امنیتی بوده‌اند تا بدان وسیله ترس را در دل مردم کرد بکارند، صراحت بیان و شهامت را از آنان بگیرند و فرسوده و خسته‌شان کنند. دولت‌های گذشته و کنونی تنها انتظار اطاعت و فرمانبرداری محض را از ملیت کرد داشته و دارند اما این راه‌حل منطقی و قانونی نیست و راه به جایی نمی‌برد.

ما در سازمان دفاع از حقوق‌بشر کردستان براین نظریم که طولانی‌تر کردن مبارزه مردم کرد در ایران، مناقشه‌برانگیزتر نمودن جنبش این مردم، هزینه‌زاتر کردن فعالیت‌های فعالان سیاسی و مدنی و هویت‌طلبان کرد و دست نایافتنی‌تر نمودن حقوق انسانی و قانونی ملیت کرد در ایران نه انسانی است و نه منطقی.

از اینرو از نامزدهای ریاست‌جمهوری که وعده‌های احترام به حقوق‌بشر را داده‌اند تقاضا داریم با اعلام برنامه‌هایی در خصوص توجه به حقوق مردم کردستان، راه‌حلی دمکراتیک برای حل مسئله حقوق کرد در ایران بیایند. ضروری‌ترین اقدام این برنامه در مراحل بدوی اعلام عفو عمومی در کردستان، آزادی زندانیان سیاسی کرد، دعوت از پناهندگان و تبعیدشدگان اجباری برای بازگشت به کشور و دعوت و شروع به مذاکره با گروه‌ها، احزاب و سازمان‌های سیاسی و اپوزیسیون کرد می‌باشد.

سازمان دفاع از حقوق‌بشر کردستان، از دو کاندیدای اصلاح‌طلب ریاست‌جمهوری موکداً درخواست می‌نماید برای برقراری صلح و آشتی آرامش در کردستان و تضمین و تامین حقوق مردم کرد در ایران در سریعترین زمان ممکن، اقدام به اعلام برنامه نمایند.
نوشته شده در تاريخ 88/03/25 توسط jimi |
اوجالان, درخشش پرچمهای پ ک ک و دسیسه‌ توطئه‌گران یا سه‌ شنبه‌ سیاه

                              

کامران روژهه لا تی

اوجالان مي گويد: به نبرد خويش تابه آ نجا ادا مه خواهد داد كه آرما نها وروياها يش ، آرمانها ي همه ي بشريت شود و زنده گي همه گا ن سرشاراز مهرباني و زيبايي گردد.

درپي دستگيري رهبرخلق كرد " عبدالله اوجالا ن در16 فوريه ي سا ل 1998 كه برخلاف تمامي موازين و بيانيه هاي حقوق بشري و نيزحقوق پناهنده گي صورت گرفت ، كردهاي خشمگين و ناراضي باحمله به سفارتخانه كشورها ي يونان ، تركيه ، كنيا واسرا ئيل درسراسراروپا خشم وعصبانيت خودرااز اين اقدام ناجوانمردا نه وبه دورازمعيارها وپرنسيپ هاي اخلا قي ونيزاين توطئه ي ازپيش طراحي شده نشان دادند. دههاجوان كرد دراعتراض به دستگيري رهبرمحبوب شان خودرابه آتش كشيد ند وازاين طريق اوج عشق وعلاقه ي خود رابه رهبرجنبش آزاديبخش خلق كرد وهمچنين مظلوميت خلق ستمديده ي كردرا به نمايش گذاشتند. توطئه گران بين المللي ودشمنا ن تاريخي آزادي ود موكراسي نشان دادند كه به هيچ يك ازموازين وآيين نامه هاي مربوط به پناهنده گي وحقوق قانوني انسانها پايبند نبوده وآماده اند كه هرلحظه موجوديت وآينده وهويت ملي وتاريخي خلقهاي تحت ستم راوسيله ي معاملات وزد وبندهاي سياسي قرارداده وخواسته هاي پايما ل گشته ي ملت كرد را به لحاظ تاريخي ، ملي ونژاد ي قربا ني منافع استرا تژيك خود نما يند و بد ين گونه همچنان در راستاي پيش بردن سيا ست انكارو امحا ي خلق كرد گام بردارند.
اقدا م به بازدا شت اوجالا ن واكنشهاي بسيارمتفا وتي را درمحا فل سياسي ، نزد صاحب نظرا ن ونيزدوستدارا ن آزادي ، عدالت وانسا نيت برانگيخت.
ازسيا ستمداران گرفته تا مسئولا ن رده بالا ي دولتها تا جوانان ، زنا ن وهوادارا ن حقوق اقليتهاي نژاد ي ، هريك به نحوي نسبت به عمل بازداشت غيرقانوني بنيا نگذار حزب كارگران كردستا ن PKK واكنش نشا ن دادند. درشهرهاي عمده كردنشين درشرق كردستا ن – كردستا ن ا يرا ن – مانند سنندج ، مها باد ، سرد شت وسقزو.اروميه. و... كردها با تظاهرات خيا باني دستگيري وباز داشت اوجالا ن رامحكوم نمود ه وخواها ن آزا دي رهبرجنبش نوين رهايي بخش خلق كرد شد ند. در اين گفتا ربه برخي از اين واكنشها ونيز اظهار نظرها كه به لحاظ تاريخي حا ئز اهميت مي باشند نظرمي افكنيم .
هنگا مي كه تصاوير ماهواره اي C.N.N درخشش پرچمهاي PKK را با عكسهاي عبد الله اوجالا ن دردستا ن هزاران تظاهركننده درپايتخت كشورهاي اروپا يي درمنظرد يد ميليونها انسان درسراسر پنج قاره ي مسكون قرارميداد، اين تصاوير درخشان با اميد ي توام ميشد كه قلبهاي ميليونها كارگرآلما ني وايتاليا يي را پس ازپيروزي چپگرا يا ن درآلما ن وايتا ليا گرم مي نمود .حالا هنگامي كه تصاويرماهواره اي C.N.N با چهره ي بي رمق وخسته ي آگوستينو پينوشه تلاقي مي نمود، جهانيان مي ديدند كه اين آرما ن عبدالله اوجالا ن است كه برهدفهاي پينوشه غلبه ميكند وجها ن پويا ي اوجالا ن بر دنيا ي ميرند ه ي پينوشه پيشي ميگيرد.
ايالا ت متحده ي آمريكا قبل ازهركشورديگري خشنودي خود را ازدستگيري اوجا لان اعلام كرد. " جولاكهارت" سخنگوي كاخ سفيد گفت : ما قد رمسلم ازدستگيري اين رهبرتروريستها راضي هستيم . وبد ين گونه رهبران كاخ سفيد خصومت تاريخي ونيزعنا د وكينه ي خود را نسبت به جنبشهاي آزادي خواهي نشان داد ند. دربرن دولت سو يس خواستار محا كمه ي عادلانه ي اوجالا ن شد. دستگيري اوجالا ن ا نتقاد حزبها ي مخا لف وائتلا في دولت يونا ن رانيزد ر پي داشت. چند نفرازا عضاي احزا ب ائتلافي درپارلما ن خواستار استعفا ي نخست وزيرشد ند. وكيل اوجالان تحويل موكلش رابه تركيه نقض آشكارحقوق بشرخواند. وكيل آلماني اوجالان بازداشت موكلش دركنيا وتحويل اورابه تركيه نقض حقوق بشرخواند وگفت اين امرپيامدهاي وخيمي را درپي خواهد داشت.
اجويت نخست وزيروقت تركيه گفت : دستگيري اوجالان سرآغازي براي پايان حزب كارگران كردستا نPKK است. اما برخلا ف گفته ي اجويت كه حالا ديگربه جهان مرده گا ن پيوسته است، PKK نه تنها پايا ن نگرفته بلكه امروزه نيرومند تراز هميشه با الها م ازفلسفه وجهان بيني آپوئيستي نه فقط هرچهاربخش كردستا ن و بلكه كل منطقه ي خا ورميانه را هم تحت تاثيرمبارزات حق طلبا نه و دفاع مشروع خويش قرار داده است.
درپي دستگيري عبدالله اوجالان رهبرحزب كارگران كردستا ن PKK دركنيا مردم ومطبوعات يونان عليه " تئودورپانگا لس" وزيرامورخارجه ي اين كشوربه مخالفت برخا ستند ود رخواستها براي استعفاي وي شدت يافت. اذهان عمومي يونان بطوركلي برضد پانگا لس برانگيخته شده است . احزاب مخا لف ومطبوعات هم وزيرامورخارجه رامتهم نمود ند كه با كمك به نا پديد شدن اوجالان دركنيا موجب تحقيريونان شده است . هشت تن ازنماينده گا ن حزب حاكم " پاسوك" نيزباصد وربيا نيه اي خواستاراستعفاي پانگا لس شدند. روزنامه ي كثيرالانتشار" الفتورتيپبا" روزدستگيري اوجالان را" سه شنبه ي سياه" ناميد .
مطبوعات يونان همچنين سرويسهاي اطلاعاتي آمريكا واسرائيل رابه ربودن وتحويل اوجالان به مقام هاي تركيه متهم كردند. برخي ازيوناني ها نيزآ تن رابه خيا نت وتحويل اوجالان به تركيه متهم نمود ند.
معروف صمدي نماينده ي مردم سنندج درمجلس شوراي اسلامي درگفتگوباخبرنگارپارلماني " ابرار" گفت: نحوه ي برخورد با اوجالان مغايرقوانين ومعاهدات بين المللي درامورپناهنده گان است وما كمترين موردي سراغ داريم كه شخصي دركشوري تقاضاي پنا هنده گي كرده باشد اما بعدا" با اينگونه برخوردهاوحركا ت كه مغايركنوانسيونهاي بين المللي است مجد دا" اوراكه درواقع به يك كشورثالث پناه آورده بود، بازداشت كنند. وي اضافه نمود بطورقطع نقش موسا د دراين دستگيري بسيا ربارزومشخص است.
بها الد ين اد ب نما ينده ي مردم سنندج وكا مياران و ديواندره نيزاظهارداشت : دستگيري وحذ ف اوجالان نمي تواند حلال مشكلا ت تركيه باشد. اما عليرغم آن گويا آنكارا قصد دارد بادستگيري اوجالان وسركوب شد يد مقا ومت كردها ، مشكل اين گروه قومي رابراي هميشه درتركيه وشمال عراق حل كند. و ي گفت كه رژيم تركيه حتي حاضرنيست كلمه " كرد" به زبان آورد واز اين برادران مابه عنوان تركها ي كوهستاني نام ميبرد واين موضوع بيا نگرعمق واپسگرا يي فكري وعقيد تي دولت تركيه ميباشد.
د كترعبد الله رمضان زا د ه درگفتگو باخبرنگار" صبح امروز" گفت : تركيه دردستگيري اوجا لان ازكمك تمام دستگاههاي اطلاعاتي غرب واسراييل برخورداربود. دولت تركيه براي دسگيري اوجالان سناريوي كاملي رااز حدود يك سال و نيم پيش طراحي كرده بود كه در يك مقطع زما ني اجراي اين سناريو به وقفه افتاد اما با رفتن وي به ايتاليا، تركيه موفق شد طرح خود را به اجرادربيا ورد. استا نداروقت كردستا ن درا دامه گفت : تركيه براي آنكه مسئله ي استقرار اوجالان را درشمال عراق منتفي سازد به گروهها ي كردعراقي امتيازداد وباتهد يد آ نا ن ونيزحمله به شما ل عراق شرايطي راپديدآورد كه رهبرPKK نتوا ند درشما ل عراق بماند.
به اين ترتيب به روشني مشا هده ميشود كه توطئه ي بازداشت اوجالان تا چه اندازه ازجانب بيشتر دوستدا ران حقوق بشردرسراسرجها ن مورد نفرت قرارگرفته ومحكوم شده است. به اجرا درآوردن اين دسيسه ي خائنا نه به وسيله توطئه گران بين المللي آشكارا مقاصد ونيا ت ضد بشري آناني كه د م ازد موكراتيزه نمود ن خا ورميا نه ميزنند را درمعرض د يد جها نيان قرارميدهد.
رژيمها ي خيا نت پيشه اي كه در راستاي نيل به مقا صد توسعه طلبا نه وغارت هرچه بيشترمنابع وثروتهاي ملي ديگركشورها آما د ه اند تما مي موازين انساني و حقوقي رازيرپا نها د ه وآن راوسيله بده وبستان هاي سياسي بين خود قراردهند. اينگونه سياستها ي انكارگرايانه وتوطئه آميز هنوزهم درجهان به اصطلاح آزاد امروز برعليه منافع ملي خلق كرد ازسوي سرمايه داري جهاني به سركرده گي آمريكا وعوا مل وابسته به آ ن درجريان است. آمريكا ، تركيه ودولت مركزي عراق با همكا ري رهبران سياسي جنوب كردستا ن درصد د برآمد ه ا ند توطئه ي سه جانبه اي را برضد جنبش آزادي خواهي خلق كرد به پيشا هنگي فلسفه و ا يد ئو لوژي آپوئيستي سازماندهي نمايند. ناگفته پيداست كه هد ف اين دسيسه ي خا ئنا نه نه تنها PKK وبلكه نابودي ودرهم شكستن اراد ه آزا د خلق كرد مي باشد. توطئه اي كه متا سفانه برخي گروههاي خود ي را نيز به همكاري فرا خوانده است. نيروها يي كه هنوز باورنمي دارند كه سياست بازان آمريكا عاشق چشم وابروي كردها نبوده وعمده هدف شان كسب هرچه بيشتر منافع اقتصا د ي ميباشد.
درحا ليكه د رتمام دنيا ، كردها به خاطر دستگيري غيرقانوني وضد بشري وبه دورازعرف بين المللي اوجالان دست به خودسوزي زد ند يكي ازرهبران كرد – مسعود بارزاني – باابراز خوشحالي ازبازداشت اوجالان ، خواستار محاكمه ي اوبه عنوان جنا يتكار جنگي شد. را د يوي جناح بارزاني خواستارمحاكمه ي رهبر حزب كارگران كردستا ن به اتهام تلاش براي تجزيه ي تركيه شد.لازم به يادآوري است كه حزب د موكرات كردستان عراق بارها با هدف سركوب نيروهاي PKK بارژيم نژاد پرست تركيه همكاري كرده است.
واما با وجود طراحي واجراي همه ي اين دسيسه ها، اكنون سيماي اوجا لان وپرچمهايPKK چون خورشيد ي درخشا ن برفراز كوهها ي سركش كردستا ن ودر قلب جنگلهاي انبوه و دره هاي سخت گذر وبي عبور ميد رخشد. آتش فروزاني كه اند يشه و جهان بيني انسا ند وستانه ي اوجالان با هد ف اراده مند كردن خلق كرد وهستي بخشيد ن دوباره ي فرهنگي ، تاريخي ، ملي و
نژادي به او برافروخته است ، اينك ازهميشه فروزانتر و شعله ورتر ميرود تا تارو پود نژاد پرستان و دشمنان آزادي ، دموكراسي و حقوق بشر را خاكستر كند. اينك گريلا ها بر بلنداي قله هاي سربه فلك كشيده ودر دل جنگل هاي گشن كردستا ن – اين د يار بها ران ند يده – پر غرور و سربلند خلق ما را
به آينده اي روشن وپرا ميد مژده ميدهند.
نيروي اراده و مقاو مت " اوجالان" اينك د رزندان ايمرا لي شوروهيحان ميليونها انسا ن كرد وهر انسا ن دوستدار آزا د ي و عدا لت و حقيقت را برانگيخته است . پرچمها ي PKK همچنا ن ميد رخشد. خلقها ي ستمد يده وانبوه بينوا يا ن اين قربا نيا ن سيستم بهره كش سرمايه داري درگوشه و كنار خاورميا نه چشم اميد به درخشش پرچمها يي دوخته اند كه 30 سا ل پيش " عبد الله اوجالان" درسا ل 1978 در روستاي فيس FIS دراستا ن آمد ( ديار بكر) شما ل كردستا ن با تشكيل نخستين كنگره ي حزب كارگران كردستا ن PKK به اهتزاز درآ ورد. اينك هزا ران گريلاي فدا يي با ا لهام از روح مبارزاتي شهيد " مظلوم دوْغا ن " شهيد عگيد " شهيد آ كيف " وديگر شهيدا ن راه آزا د ي خلق كرد، فريا د عد ا لت خواهي خلقي را سرميدهند كه به درازا ي تاريخ از سوي رژيمها ي اشغا لگر مليت ،زبا ن ، تاريخ وفرهنگ و هويتش مورد انكار قرار گرفته است.
تا وقتي كه خورشيد ميدرخشد پرچمهاي PKK نيز ميدرخشند.

نوشته شده در تاريخ 88/03/25 توسط jimi |
استاد قادر عبدالله زاده «قاله­مه­ره» هنرمند برجستة شمشال کردستان درگذشت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوازندة برجستة شمشال کردستان و ايران استاد قادر عبدالله زاده «قاله مه­ره» که يکی از نوازندگان برجسته دوره­های مختلف جشنواره بين­المللی موسيقی فجر و جشنواره موسيقی نواحی کرمان بود، پنج شنبه بر اثر بيماری ايدم ريه و بيماری قلبی دار فاني را وداع گفت.

استاد قادر عبدالله زاده مشهور به «قاله­مه­ره» هنرمند بی­ همتا و نوازندة برجستة شمشال کردستان آخرين بازمانده نوازندگان قديمی ساز شمشال، از استادان و مشاور هيأت داوران جشنواره موسيقی نواحی ايران، از نوازندگان دوره­های مختلف جشنواره بين­المللی موسيقی فجر و يکی از گنجينه­های بی بديل موسيقی ناب و فولکلور کردستان، در ساعت 20/11 دقيقه شب پنجشنبه 31 ارديبهشت 1388 در سن 84 سالگی در منزل شخصی خود در خيابان استاد هيمن کوچه لاچين 15 بر اثر بيماری ايدم ريه و بيماری قلبی در شهرستان بوکان درگذشت.

به زعم اظهارنظرهای مختلف محمد رضا درويشی محقق برجسته موسيقی نواحی ايران، «قاله­مه­ره» يکی از گنجينه­های بی بديل موسيقی ناب کردستان و ساز قديمی شمشال به شمار می­رود و برای همين درويشی از ايشان برای شرکت در جشنواره موسيقی نواحی ايران در کرمان اختصاصی دعوت به ­عمل می­آورد تا در کنار نوازندگی ساز شمشال و مزين کردن جشنواره موسيقی نواحی کرمان، در سازهای بادی مشاور هيأت داوران نيز باشد.

پيکر آن مرحوم در ساعت 5 عصر روز جمعه اول خرداد ماه طي مراسمي توسط خانواده، بستگان نزديک و هنرمندان و مردم فهيم و هنردوست منطقه از مسجد جامع شهر بوکان تشييع و در جوار هنرمند صاحب نام کردستان زنده ياد استاد «حسن زيرک» واقع در مجتمع تفريحی گردشگری حسن زيرک در دامنه کوه «نعل شکن» شهر بوکان به خاک سپرده شد.

استاد قادر عبدالله‌زاده در سال ۱۲۹۴ شمسی از خانواده­ای بی بضاعت در روستای (کوليجه) از توابع شهرستان بوکان در استان آذربايجان غربی چشم به جهان گشود. پدربزرگ، پدر، و برادران او از نوازندگان برجسته و مشهور شِمشال در زمان خود بوده­اند؛ وی از سن ۱۱ سالگی ساز شمشال را نواخته و هرگز اين ساز را از خودش دور نکرده است‌. در سن جوانی به دليل محجوبي و شخصيت متينش شيخ محمد، شيخ منطقه بُرهان لقب «قاله مه‌ره» به معنای قادر آرام را به او داد.

شيوه نوازندگی استاد عبدالله‌زاده کاملاً تحت تاثير وضعيت جغرافيايی منطقه مکريان است، که

طبيعتی کوهستانی و پستی، بلندی‌های بسياری دارد. نوع نوازندگی اين ساز کاملاً پرشور و هيجان

با صداهای قوی و ضعيف مکرر و تکرارهای متوالی است.

قاله­مه‌ره، با آن که سواد خواندن و نوشتن نداشت ولی دريايی از موسيقی غنی مناطق مکريان مهاباد، بوکان و ...، فيض اله بيگی سقز، بانه و... را در سينه‌‌اش حفظ کرده است. او بيشتر آهنگ­‌های فولکلور را که با نام­ های «بيت»، «بند»، «هوا»، «حيران» و «گورانی» که داستان­های عاشقانه و منظومه­‌های حماسی کردستان است را در سينه­اش حفظ و اجرا می­کرد.

استاد «قاله مه­ره» از خانواده­ای فقير متولد شده و از کودکی به کار کشاورزی و چوپانی  پرداخته است. به گفته خود وی از کودکی با شمشال همدم بوده است و در هر جا و هر شهر و هر کوهساری و برای هر کسی شمشال می­نواخته است. چون مردم دوست بوده و به هنری که داشته بسيار علاقه­مند بوده است و مردم نيز بدان اهميت می­دادند و وی را مورد احترام قرار می­دادند.

قاله­مه‌ره در بسياری از مناطق کردنشين از شهرت بسيار برخوردار است. وی با بيت خوانها و

خوانندگانی چون «محمد بيتان»، «محمد آغا»، «علی کردار« و «عزيز شاهرخ» برنامه­هايی را اجرا و ضبط کرده است و صدای جاودانه و سحرآميز شمشال وی از طريق راديو و تلويزيون تهران، مهاباد، اروميه، سنندج و همچنين تلويزيون­های ماهواره­ای کردستان عراق از جمله؛ کردستان تی وی، کرد سات، زاگرس، نوروز و ... مداوم و مداوم به گوش شنوندگان رسيده است.

استاد «قاله­مه­ره» به شمشال خود علاقه زيادی داشت و به گفته خودش کسی از آن نوع شمشال او را نداشته و نمی­تواند درست کند. اين شمشال را وی حدود ۳۰ سال قبل از يک سيد با يک راس گوسفند معاوضه کرده است. استاد «قاله مه­ره» می­گفت بعد از مرگ من شمشالم را به موزه هه­ولير در کردستان عراق منتقل کنيد، چون قديمی بوده و از نياکانان کرد بر جای مانده و به دست من رسيده است و قدمت آن به حدود ۱۵۰ سال قبل می­رسد.

شمشال در موسيقی كردی از جايگاه ويژه­ای برخوردار است. ساختمان ساده و صدای ويژه آن حكايت از قدمت بسيار زياد آن دارد و به همين دليل نيز جنبه­های قدسی و رمزی اصوات را تاكنون حفظ كرده است. متأسفانه نوازندگان اين ساز بسيار انگشت شمارند و آخرين راويان اصوات قديمی شمشال در سن كهولت می­باشند.

استاد «قاله­مه­ره» در مراسم­های رسمی همچون سالگرد بمباران شيميايی سردشت، سالگرد بمباران شيميايی حلبچه و انفال مردم کردستان عراق و در راديو تلويزيون مهاباد و هر مراسمی که مربوط به بدبختی و آوارگی مردم کرد بوده هر ساله دعوت می­کردند تا با نواختن شمشال سحرآميز خويش زخم های مردم را التيام و بدبختی مردم را در اذهان زنده نمايد.

همچنين در سال ۲۰۰۲ جايزه ويژه انفال «پيره ميرد» را به خاطر يک عمر فعاليت هنری در شهر سليمانيه کردستان عراق را دريافت کرد.

استاد قادر عبدالله زاده که به دليل ذهن و حافظه­ای قوی در حفظ و نگهداری ملودی و آواهای بی

شمار موسيقی کردی به «گنج متحرک» اشتهار يافته بود در سالهای اخير در اکثر جشنواره­های معتبر

موسيقی در سطح کشور از جمله دوره­های مختلف جشنواره بين­المللی موسيقی فجر از آغاز تاکنون، چندين دوره جشنواره موسيقی نواحی ايران در کرمان و ... به عنوان نوازنده و مشاور هيأت داوران شرکت نموده و در اين جشنواره­ها لوح تقديرها و جوايز بی­شماری دريافت کرد.

قادر عبدالله‌زاده مشهور به «قاله­مه­ره» اين افتخار بزرگ کُرد که در شهرستان بوکان به سر می برد تا زمستان سال 1387 در سن کهولت و پيری به طور مداوم به کار نوازندگی شمشال می پرداخت و بزرگترين نوازنده شمشال در سرتاسر کُردستان و ايران و همچنين کشورهای منطقه محسوب می­شود.

نوازندگی او در زمينه شمشال برای هر قشر از جامعه کرد بسيار مهم و حايز اهميت است به گونه­ای که کمتر کسی را می­توان  نام برد که به آوا و نوای دلنشين قاله­مه­ره گوش جان نسپرده باشد و ياد و ايام شيرين و تلخ گذشته را برای وی زنده و تداعی نکند.

صدای سحرآميز و جاودانه شمشال او ناخود آگاه شنونده را به کردستان می برد و با آوا و نوای دلنشين و جذاب شمشال تصاويری بديع از طبيعت، کوه­ها و مناظر بکر و زيبای سرزمين کردستان و همچنين تاريخ پر درد ملت کرد در ذهن شکل می گيرد.

موسيقی کردستان سرشار از رنگ، ريتم، شور و شادابی، سرزندگی و تازندگی است و آوا و نوای سحرآميز شمشال استاد قادر عبدالله‌زاده مشهور به «قاله­مه­ره» از ريشه­ها و ستون­های اصلی موسيقی کردی است که از رنگين ترين و متنوع ترين موسيقی­های ايران می باشد.

استاد قادر عبدالله‌زاده معروف به «قاله­مه­ره» نوازنده شهير و برجسته شمشال از تبار هنرمندان و بزرگان کردستان و ايران است. وی در ديار هنرپرور بوکان می زيست که هنرمندان و خوانندگان برجسته­ای همچون استاد حسن زيرک، اسماعيل عباسی، علی خندان، حمه آمان، ابراهيم فتاحی، علی کردار و ... از آن برخاسته­اند.

صدای آسمانی و پاک شمشال «قاله­مه­ره» هميشه در گوشه و کنار و در خيابانهای شهر بوکان به گوش می رسيد و او که بی تکلف و بی ريا برای مردم می نواخت، در بين تمام اقشار مختلف مردم شناخته شده بود.

استاد قادر عبدالله‌زاده معروف به «قاله­مه­ره» دارای دو فرزند به نامهای محمد و احمد است. زندگی

ساده و صفای روح و پاکی و خلوص او انسان را تحت تأثير قرار می داد. او در اوج بی نيازی می

زيست و اين از خصوصيات هنرمندانه و منش والايش بود.

روحش شاد و يادش گرامی باد.

نوشته شده در تاريخ 88/03/10 توسط jimi |


شاهنشاهی ماد. (۵۵۰ پ.م.) نخستین شاهنشاهی آریایی‌تباران در ایران

ماد نام قومی است که به سرزمین‌های بخش غربی فلات ایران در هزاره اول پیش از میلاد مهاجرت کردند. مادها پایه‌های نخستین شاهنشاهی (۷۲۸-۵۵۰ پ.م.) آریایی‌تباران را در ایران بنیاد نهادند٬ در آغاز سدهٔ ۶ پیش. م. با شکست آشور و فتح شرق لیدیه پادشاهی ماد تبدیل به شاهنشاهی بزرگی در آسیا شد.

شاهنشاهی ماد در زمان، هووخشتره به بزرگ‌ترین پادشاهی غرب آسیا حکومت می‌کرد و سراسر ایران را آن چنان که در نقشه سرزمین ماد هویدا است برای اولین بار در تاریخ به زیر یک پرچم اورد. هوخشثره بنیانگذار اولین قدرت ایرانی بود. پایه گذاری دولت ماد به عنوان نخستین دولت بر پایه وحدت اقوام مختلف ساکن فلات ایران با مشترکات و پیوندهای فرهنگی را باید به عنوان مهم‌ترین رویداد در تاریخ ایران به شمارآورد.

مجموعه لشکرکشی‌های آشور به سرزمین ماد در قرن هشتم پ. م. و خطر حمله از غرب به‌وسیله دولت زورمند آشور، نیاز تشکیل یک دولت متمرکز را برای مادها که جدیدترین مهاجران به زاگرس بودند بوجود آورد.

هرودوت می‌نویسد:

آشوریها در آسیا پانصد سال حکومت کردند، اول مردمی که سر از اطاعت آن‌ها پیچیدند مادها بودند اینان برای آزادگی جنگیدند، رشادتها کردند و از قید بندگی رستند

 سرزمین ماد

سرزمین ماد ۶۷۵ پ.م.

ماد نام سرزمینی بود که تیرهٔ ایرانی مادها در آن ساکن بودند. این سرزمین دربرگیرنده بخش غربی فلات ایران بود. سرزمین آذربایجان فعلی در شمال غربی فلات ایران را با نام ماد کوچک و ناحیه امروزی تهران (ری)، حوزه شمال غربی کویر مرکزی، همدان، کرمانشاه، لرستان‌، و کردستان را با نام ماد بزرگ می‌شناختند. پایتخت ماد در گذشته هگمتانه نام داشت که بعدها به اکباتان تغییر نام داد.

این قوم، در کوههایی که به عنوان جایگاه خود در ایران انتخاب کرده بودند، مس، آهن، سرب، سیم و زر، سنگ مرمر، و سنگهای گرانبها بدست آوردند و چون زندگی ساده داشتند، به کشاورزی بر دشتها و دامنه تپه‌های منزلگاه خود پرداختند.

 طوایف ماد

سرزمین ماد ۶۰۰ پ.م.

مطابق منابع کهن آشوری و یونانی و ایرانی در مجموع معلوم می‌گردد که سه طایفه از شش طایفه تشکیل دهندهً اتحاد مادها یعنی بوسیان (کردوخی‌ها و میتانی‌ها)، ستروخاتیان (ساگارتی‌ها، کرمانجها) وبودیان (لرها) متعلق به کردها و لرها بوده و سه طایفه مادی دیگر عبارت بوده‌اند ازآریزانتیان (طایفه نجبای ماد) که درحدود کاشان میزیسته‌اند و مغها که در ناحیهً بین رغهً آذربایجان (مراغه) و رغهً تهران (ری) ساکن بوده‌اند و سرانجام پارتاکانیان (یعنی مردمی که درکنار رود زندگی می‌کنند) همان مردم منطقهً اصفهان بوده‌اند.

مطابق منابع یونانی، در سرزمین کمنداندازان ساگارتی (زاکروتی، ساگرتی) (همان استان کرمانشاهان کنونی) مادی‌های ساگارتی میزیسته‌اند که شکل بابلی - یونانی شدهً نام خود یعنی زاگروس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان غرب فلات ایران داده‌اند. نام همین طوایف است که در اتحاد طوایف پارس نیز موجود است و خط پیوند خونی طوایف ماد و پارس منجمله از منشا همین طایفه ساگارتی‌ها (زاکروتی، ساگرتی) است، طوایف پارس قبل از حرکت به سوی جنوب دورانی طولانی را در مناطق ماد‌ها بوده و بعدها رو به جنوب رفته‌اند.

Persian Crypts : Dav o Dokhtar (Mother & Daughter) - گوردخمه های ایران : داود و دختر یا مادر و دختر by Bijan1351.

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 88/02/13 توسط jimi |

              

    پرونده:Lake urmia.jpg

دریاچه ارومیه در شمال غربی ایران و در منطقهٔ آذربایجان واقع شده‌است. این دریاچه طبق آخرین تقسیمات کشوری، بین دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی تقسیم شده‌است. دریاچهٔ ارومیه، بزرگ‌ترین دریاچهٔ داخلی ایران و دومین دریاچهٔ آب‌شور دنیا است. آب این دریاچه بسیار شور بوده و عمدتاً از رودخانه‌های زرینه‌رود، سیمینه‌رود، گدار، باراندوز، شهرچای، نازلو و زولا تغذیه می‌شود.

حوضهٔ آبریز دریاچه ارومیه، ۵۱٬۸۷۶ کیلومتر مربع است که پیرامون ۳٪ مساحت کل کشور ایران را دربر می‌گیرد. این حوضه با داشتن دشت‌هایی مانند دشت تبریز، ارومیه، مراغه، مهاباد، میاندوآب، نقده، سلماس، پیرانشهر، آذرشهر و اشنویه، یکی از کانون‌های ارزشمند فعالیت کشاورزی و دامداری در ایران به‌شمار می‌رود.

دریاچه ارومیه بزرگ‌ترین آبگیر دایمی آسیای غربی است که در شمال غرب فلات ایران قرار گرفته‌است. پارک ملی دریاچه ارومیه پس از مرداب انزلی، از جالب‌ترین و نغزترین زیستگاه‌های طبیعی جانوران در ایران به‌شمار می‌رود. این دریاچه در حال حاضر ۲۷ گونه پستاندار، ۲۱۲ گونه پرنده، ۴۱ گونه خزنده، ۷ گونه دوزیست و ۲۶ گونه ماهی حیات وحش این دریاچه را تشکیل داده‌است.

آب دریاچهٔ ارومیه بسیار شور و میزان نمک محلول در آن دو برابر اقیانوس‌ها است. به این دلیل، هیچ ماهی و نرم‌تنی به جز گونه‌هایی از سخت‌پوستان در آن زندگی نمی‌کنند و آب آن هیچ‌وقت یخ نمی‌زند. شناکنندگان نیز می‌توانند بر روی آب آن شناور بمانند.

آب دریاچهٔ ارومیه از دستهٔ آب‌های کلروره سدیک می‌باشد و گل دریاچهٔ ارومیه خمیری سیاه‌رنگ و جزو گل‌های کلروره‌است که دارای خاصیت درمانی برای بیماری‌هایی چون رماتیسم و آرتروز و بیماری‌های زنانه‌است.

دریاچهٔ ارومیه دارای ۱۰۲ جزیره‌است که همهٔ آن‌ها از سوی سازمان یونسکو به عنوان اندوخته طبیعی جهان به ثبت رسیده‌است. جزیره اِشک، زیستگاه پرندگان زیبای کوچگ،ر از جمله مرغ آتش و تنجه و نیز گوزن زرد ایرانی است. برای گشت و گذار در دریاچه و جزیره‌های آن می‌توان از دو کشتی سهند و نوح، یا قایق‌های گوناگون در بندر گلمانخانه بهره گرفت.

 تاریخچه

 
 
کریستال‌های نمک در دریاچه ارومیه

نام کهن این دریاچه چیچَست بوده‌است. این واژه، واژه‌ایست از زبان اوستایی و پارسی باستان و تلفظ آن چَئِچَستَ بوده‌است. دریاچهٔ چیچست در اسطوره‌های ایرانی نقشی بنیادین دارد. عرصهٔ بسیاری از رویدادهای مهم زندگی کیخسرو، کرانه این دریاچه بوده‌است. دژ بهمن که کیخسرو در نبردی غول‌آسا و سهمگین آن را می‌گشاید و از چنگ دیوان به‌در می‌آورد، در نزدیکی همین دریاچه بوده و بسیاری از اسطوره‌های دیگر.

در دوران پهلوی به مناسبت پادشاهی رضاشاه پهلوی، به این دریاچه نام رضائیه داده شد.

دریاچهٔ ارومیه یکی از زیستگاه‌های طبیعی مهم در منطقهٔ آذربایجان که در عین حال برای ورزش‌های آبی همانند شنا، قایقرانی و اسکی روی آب نیز بسیار مناسب می‌باشد، در آستانه خشک شدن است. این دریاچه که با سواحل زیبا و آب‌شور و شفابخش خود گردشگران بسیاری را در فصول مختلف و علی‌الخصوص در تابستان به‌سوی خود جلب می‌نماید، از نظر داشتن مینرال‌های مختلف، دارای یکی از کمیاب‌ترین منابع طبیعی بوده و متأسفانه امروزه با تهدیدی بسیار جدی روبروست.

 خشک‌شدن دریاچه

 
پل روگذر دریاچهٔ ارومیه (شهید کلانتری)

این دریاچه به‌دلیل شرایط جغرافیایی و توپوگرافیکی خاص خود به‌همراه رودخانه‌ها، دشت‌ها، مرغزارها، جزئی از ثروت طبیعی ایران به‌ساب می‌آید که در محدوده‌ای به‌نام پارک ملی دریاچه ارومیه به‌وسعت ۴٬۸۱۰ هکتار واقع گردیده و به اصطلاح تحت حمایت قرار دارد. به‌دلیل چاره‌اندیشی برای مقابله با کاهش سطح آب و افزایش میزان نمک آن این دریاچه در سال‌های اخیر، گردهمایی‌ای در روزهای شانزدهم و هفدهم نوامبر در تبریز برگزار گردید. در این گردهمائی که کارشناسانی از استان‌های آذربایجان غربی و شرقی در آن شرکت جسته بودند، معلوم گردید که شرایط نامناسب دریاچه ارومیه بارها و بارها به‌گوش مقامات ذیربط در تهران رسانده شده‌است، ولی هیچ اقدامی در این راستا صورت نپذیرفته‌است. در این گردهمایی همچنین توجه همگان به وجود سیصد میلیگرم نمک در هر لیتر آب دریاچه که افزایشی قابل توجه می‌باشد، جلب گردیده و اعلام گردید که علت افزایش میزان نمک آب دریاچه کاهش آب رودخانه‌های حوضهٔ آن بوده و در صورت عدم اتخاذ تدبیری مؤثر آب دریاچه خشک شده و مردم منطقه از این امر متضرر خواهند شد.

 

گفته می‌شود که کارشناسان شرکت کننده در این گردهمایی بر این امر هم‌داستان بودند که مقصر اصلی خطر خشکی دریاچه ارومیه، دولت است که نسبت به برخی مسایل استان آذربایجان غربی بی‌تفاوت رفتار می‌نماید. برخی کارشناسان بر این عقیده اند که دریاچه ارومیه به‌دلیل تنوع بیولوژیکی خود از طرف یونسکو به‌عنوان پارک ملی و محیط بیوسفر قبول شده‌است، ولی به‌دلیل بی‌تفاوتی دولت، با خطر خشک‌شدن روبه‌رو شده‌است.

نوشته شده در تاريخ 88/02/08 توسط jimi |
   

طاق بستان مجموعه‌ای از سنگ‌نگاره‌ها و سنگ‌نبشته‌های دوره‌ی ساسانی است که در شمال غربی شهر کرمانشاه در غرب ايران واقع شده است. وجود کوه و چشمه در اين مکان، آن را به گردشگاهی روح‌فزا تبديل نموده که از زمان‌های ديرين تا به امروز مورد توجه بوده است.

طاق بستان در زبان بومی (کردی) طاق وسان گفته می‌شود. «سان» به معنی سنگ می‌باشد و به اين ترتيب طاق بستان طاق سنگی معنی می‌دهد. اين مجموعه در قرن سوم ميلادی ساخته شده است. شاهان ساسانی نخست نواحی اطراف تخت جمشيد را برای تراشيدن تنديس‌های خود برگزيدند، اما از زمان اردشير دوم و شاهان پس از او طاق بستان را انتخاب کردند که در بين راه جاده‌ی ابريشم قرار داشت و دارای طبيعتی سرسبز و پر‌آب بود.

طاق بستان شامل سنگ‌نگاره‌ی تاج‌گذاری اردشير دوم و دو طاق ميباشد که طاق کوچک‌تر شاهپور دوم و سوم و طاق بزرگ‌تر خسرو پرويز را به تصوير کشيده است. در سمت راست طاق کوچک‌تر و در بيرون از طاق سنگ‌نگاره‌ای تراشيده شده که تاج‌گذاری اردشير دوم را نشان ميدهد.

در اين تصوير شاه در ميان و در سمت راست وی فروهر (FARAVAHAR) قرار دارد.

برابر آيين ايرانيان باستان هر کس که می‌خواست شاه باشد لازم بود دارای شايستگی شاهی و فر کيانی (ايزدی) باشد. از نيروی اين فر کيانی است که شخص به کمالات روحانی و نفسانی آراسته می‌گردد و از سوی خداوند برای راهنمايی مردم برگزيده می‌شود. در آيين زرتشتيان، هر کس که مورد خشنودی پروردگار باشد خواه پادشاه، خواه پارسا يا خواه دانشمند، دارای فر ايزدی است.

نگاره‌ی فروهر هميشه در زمان باستان به صورتی که در اينجا نقش شده، نمايان است که در آن فروهر تاجی کنگره‌دار بر سر دارد و حلقه‌ی فر ايزدی را به شاه می‌دهد. لباس شاه و نگاره‌ی فروهر تا حدی يکسان است. هر دوی آن‌ها شلواری چين‌دار به پا دارند که توسط بندی به مچ پايشان چسبيده است. هم‌چنين هر دو دارای کمر‌بند و دست‌بند هستند. درسمت چپ شاه، ميترا يا مهر، پيامبر باستانی ايران قرار دارد. مسيح از لحاظ تولد و آيينش بسيار شبيه ميتراست. حتی بسياری از آيين‌های مسيحی همان آيين‌های ميتراييسم هستند.

تصوير وی در کنار تصوير شاه بيان‌گر پاک شدن قلب شاه از نفرت و روی آوردن به مهرورزی است که اين مفهوم همواره از ديد ايران‌شناسان بيگانه دور مانده است. پيکان‌های نوری از سر ميترا در تمامی سمت‌ها پراکنده شده و هر پيکان نوريست که مهر می‌پراکند تا شاه را در بر گيرد. هم‌چنين ميترا شاخه‌ای از نبات که «برسم» نام دارد در دست دارد که با آن مشغول اجرای آيين زايندگی و کاميابی است.

طاق کوچک که بين نگاره و طاق بزرگ‌تر واقع شده، دارای دو نقش در بالای ديواره‌ی طاق و دو کتيبه است. اين کتيبه‌ها به خط پهلوی ساسانی هستند و داستان نقوش را بيان می‌کنند. دو تنديس طاق کوچک، نقش های شاهپور دوم و سوم هستند.

در سترگ‌ترين طاق، سه تنديس مشاهده می‌شود. شاه در ميان، فروهر در سوی راست وی، که مانند تاج‌گذاری اردشير دوم است و آناهيتا در سوی چپ شاه. آناهيتا فرشته‌ی آب‌هاست و نمود خرمی و سرسبزی.

خسرو پرويز علاقه‌ی زيادی به آناهيتا داشت و معبد آناهيتا را در نزديکی کنگاور، شهری در خاور کرمانشاه ساخت و در آن‌جا دل به مهر شيرين نهاد.

در کناره‌ی ورودی طاق، سنگ‌نگاره‌ای زيبا از فرشتگان بال‌دار، درخت زندگی، مجالس شکار گراز و شکار مرغان و ماهيان در مرداب و نقش‌های فيل، اسب و قايق می‌باشد که حاکی از مراسم بزم و شادی است.

در زير نقش تاج‌گذاری خسرو پرويز سواری زره‌پوش سوار بر اسب قرار دارد. يقين نيست که اين سوار کيست، يا يک رزم‌جوست يا خسرو پرويز يا پيروز ساسانی. اما نشان‌گر فر و قدرت شاه و ايرانيان است.

گويند فرشی از جواهر بر کف طاق بوده که هنگام حمله‌ی اعراب ميان فرماندگان عرب تقسيم شده است. طاق بستان از دير باز مورد حمله‌ی مهاجمان به ايران بوده و در زمان حضور نيروهای استالين و انگليس خساراتی به آن وارد شده اما هنوز شکوهمند است.

              Khosrow Parviz, Taq-e Bostan, Iran by Aryobarzan.

نوشته شده در تاريخ 88/02/06 توسط jimi |
 

 

سنگ‌نبشته بیستون یا کتیبهٔ بیستون از آثار باستانی ایران واقع در حدود سی کیلومتری کرمانشاه در غرب ایران است.

نام بیستون از بغ (خدا) + ستان (ادات مکان) آمده که به معنای سرزمین یا جایگاه خدا است. از آن در پارسی باستان به صورت «بغیستانه» و در معجم‌البلدان «بهستان» و برخی از دانشمندان عرب از آن به «بهستون» یاد کرده‌اند.

نقش بیستون پیروزی داریوش یکم را بر گوماته مغ و نه شورشی نشان می‌دهد. نماد فروهر در حال پرواز بالای نقش دیده می‌شود. داریوش دست راستش را به نشانه ستایش اهورامزدا بالا برده و پای چپش را بر سینه گئوماتا که زیر پای او افتاده نهاده‌است . شورشیان که دستهایشان از پشت و گردنشان با ریسمان به هم بسته شده‌است پشت سر هم در برابر داریوش ایستاده‌اند. یک نیزه دار و یک کماندار پشت سر داریوش دیده می‌شوند. بلندی قامت داریوش در نقش ۱۸۰ قامت نیزه دار و کماندار حدود ۱۵۰ و قامت شورشیان حدود ۱۲۰ سانتیمتر است. متن و نقش بر اثر عواملی چند از جمله عوامل زمین شناختی فرسایش باران و باد رسوب مواد آلی رشد جلبک در درز سنگها و تأثیر سایر پدیده‌های طبیعی فیزیکی شیمیایی و نیز تخریب به دست بشر بویژه در عصر رواج تفنگ ـ که از قسمتهای برجسته و نمایانتر نقش و از فاصله دور به عنوان نشانه استفاده می‌کرده‌اند ـ و ناآگاهیها و بی مبالاتیهای دیگر آسیب جدی دیده‌است.


نکته‌های اصلی کتیبه بیستون از این قرار است : معرفی داریوش از زبان خود او دودمان هخامنشی چگونگی اعاده پادشاهی به هخامنشیان شیوه حکومت داریوش مرگ کمبوجیه طغیان گئوماتا و کشته شدن او در پاییز ۵۲۲ ق م شورش و طغیان در بسیاری از سرزمینها و سرکوبی آنها و اعاده نواحی بسیاری که از فرمانبرداری سر باز زده بودند پیروزیهایی که در نوزده نبرد نصیب داریوش شده‌است و از جمله پیروزی مهم و دشوار بر سکاها چگونگی استقرار آرامش و امنیت در امپراتوری پهناور رد ادعاهای یاغیان ضدحکومت هشدار نسبت به دروغگویی دفاع از راستی و راستگویی دعای نیک در حق کشور و مردم سپاسگزاری داریوش از یاریهای اهورامزدا در غلبه بر معارضان و بازگشتن صلح اندرز به شاهان آینده و کسانی که کتیبه بیستون را می‌خوانند نام کسانی که در غلبه بر گئوماتا از داریوش پشتیبانی کردند و اشاره به انتشار متن کتیبه در سراسر قلمرو هخامنشی به خط میخی و سه زبان پارسی باستان، بابلی و ٔعیلامی را می‌خوانند.

در سالهای اخیر و درپی تصویب طرحی در سازمان میراث فرهنگی کشور به منظور حفاظت از آثار تاریخی بیستون در قالب یکی از طرحهای ملی اقداماتی برای نجات دادن مهمترین کتیبه سنگی جهان و حفاظت علمی و روشمند از آن آغاز شده‌است. (مهدی آبادی - سازمان میراث فرهنگی . پروژه‌های بزرگ بیستون و طاق بستان)

این کتیبه‌ها کلید کشف رمز کلیهٔ خطوط میخی گردید. به ویژه «سر هـ. رالینسون» در این موفقیت سهمی بسزا دارد.

نقوش برجستهٔ غیرمهمی از ادوار اشکانیان بر صخره‌های کوچک کنار جاده و در پائین کوه دیده می‌شود.

وقفنامهٔ جدیدی در دوران شاه سلیمان صفوی در زمان صدارت شیخ علیخان زنگنه در وسط نقش عهد اشکانی احداث شده‌است. در زمستان ۱۳۳۷ هـ. ش. ضمن عملیات جاده‌سازی مجسمه هرکول و آثار معبد سلوکی در پایین کوه کشف گردید.


نوشته شده در تاريخ 88/02/06 توسط jimi |

غار قلایچی با عمق 110 متر عمیق ترین چاه طبیعی ایران

 
 

. 
         
 

غار قلایچی در9 کیلومتری شمال شرقی شهرستان بوکان و در مجاورت محوطه باستانی قلعه قلایچی یکی از مراکز

تمدن ماننایی ها قرار گرفته و از دسته غارهای طبیعی به حساب می آید که در اثر نفوذ

آب در طبقات آهکی شکل گرفته و از نظر ساختار غار و کلاس غارنوردی می توان آن را

از جمله ی غنی ترین غارهای مکشوف ایران به به شمار آورد.

تیمی از غارنوردان هیئت کوهنوردی شهرستان بوکان با تلاش هایی که در چند سال اخیر

انجام داده اند موفق به کشف 16 غار طبیعی در این منطقه شده اند که کونه کوتر

قلایچی یکی از دستاوردهای تلاش این عزیزان است.دهانه غار با قطر 8 متر در ارتفاع

1500 متری کوهی به همین نام قرار دارد.عمق غار تا رسیدن به کف تالار اول 110 متر

می باشد که مستلزم فرود بر روی تپه ای 20 متری انباشته شده ازسنگ ،فضولات و

لاشه ی کبوترانی است که تا عمق 40 متری غار لانه کرده اند.جالب است  بدانید که تا

شعاع 20 متری دهانه ی غار هیچ سنگی یافت نمی شود و تمامی این سنگ ها را در

کف تالار اول می توان یافت.عمیق ترین چاه ایران با نام دریا در شهر رفسنجان به عمق

83 متر ثبت شده است واین در حالی ست که با کشف این چاه می توان آن را با عمق

110 متر عمیق ترین چاه طبیعی کشف شده ایران نامید.علاوه بر عمق چاه وجود دو

 تالار بزرگ و دالان ها،تونل ها،چکنده ها و چکیده ها به جرات می توان گفت که تمامی

مشاهداتی که تا کنون در این نوع غارها یافت شده است را می توان در این مجموعه

قرار داد.

تالار اول علاوه بر وجود چند ده استلاگمیت واستالاگتیت بزرگ و تونل ها یی که این تونل

ها گاه بن بست و گاه به همدیگر مرتبط هستند در قسمت جنوب غربی خود به حوضچه

آبی زلال و روان ختم می شود که به دلیل درصدبالای آهک  در آن غیر قابل شرب مباشد.

با وجود مرواریدهای کف غار ستون های به هم رسیده و تزئینات آهکی کوچک و بزرگ با

اشکال مختلف میتوانتالار اول را با چند طبقه از صفحات سست و به هم مرتبط یکی از

تالارهای منحصر به فرد در نوع خود دانست.با پیگیری و کاوش هایی که در مرحله ی دوم

و سوم شناسایی غار صورت گرفت یافتن تالار دوم حاصل تلاش مستمر گروه بود که

نتیجه داد .موقعیت تالار دوم نسبت به تالار اول به گونه ای ست که با عبور از چند شکاف

و تراورس لبه ای خطرناک میتوان به جایی رسید که با فرودی تا عمق 16 متر در شیبی

مثبت همراه است که همان ورودی تالار دوم می باشد.

در مرحله ی چهارم کاوش ها به یاد دوست از دست رفته ویار پر تلاشمان تالار دوم را به

نام مقبل نام گذاری کردیم تا به نحوی حضور وتلاش ایشان در این غار را برای همیشه

جاودانه و او را باز در کنار خود احساس کنیم.عمق پست ترین قسمت غار 160 متر برآورد

شد که مربوط به انتهای تالار دوم و جایی ست که حوضچه ای باآب نیلی رنگ وجود دارد.

تلاش برای کشف قسمت های دیگری از این مجموعه در برنامه های آتی گروه قرار دارد

وامکان کشف تالارها و تونل هایی دیگری در این مجموعه هم چنان به قوت

خودباقیست.

این است بهشت آهکی ما ...

از لحاظ کار غار نوردی می توان تلاش بر روی این مجموعه را کاری سخت و طاقت فرسا

دانست به نحوی که در بالا آمدن از چاه 110 متری به علت معلق بودن در 70 متر ازمسیر

بسیار دشوار می باشد ،دمای غار ثابت در حدود 8 تا 10 درجه بالای صفر است .

به دلیل ریزش و خطرات احتمالی به دوستانی که قصد فعالیت بر روی این مجموعه را

دارند توصیه می شود تا با آگاهی به فنون غار نوردی و با وسایل کامل به این مکان پای

بگذارند.

 

کونه کوتر:یعنی لانه ی کبوتران

"استالاگمیت چکیده داخل غار

نوشته شده در تاريخ 88/02/01 توسط jimi |
Blog Skin